طوفان آبی آذربایجان آزادی را به لرزه درخواهد آورد/ آرتان آرمان Küçült Büyüt
طوفان آبی آذربایجان آزادی را به لرزه درخواهد آورد/ آرتان آرمان

طوفان آبی آذربایجان آزادی را به لرزه درخواهد آورد

 

 "ما می خواهیم جهانی شویم"

 

آرتان آرمان

 

تقابل مکتب فوتبال تهران و تبریز به حساسترین نقطه ی خود رسیده است. پس از باخت 1 بر 0 فولادگستر در بازی رفت که در سرتاسر بازی حاکم بر میدان بود و فقط نتیجه را به حریف پرمدعای خود واگذار نمود اکنون نگاههای اهالی فوتبال کشور به بازی فوق العاده حساس دو تیم در روز تاریخی دوشنبه، سوم خردادماه 89 دوخته شده است. در تبریز فولادگستر نشان داد که به رغم جوانی و کم تجربگی پتانسیل مچاله نمودن تیم قدر و پرآوازه ای مثل پرسپولیس را دارا بوده و با قدری افزودن بر تمرکز و  اعتماد بنفس تیمی خود توانایی فتح فینال حذفی 89 را دارد.

 

از همین اکنون همه ی رسانه ها و مطبوعات کشور خود را مهیای قهرمانی پرسپولیس در آزادی نموده اند و هواداران این تیم نیز انتظار یک پیروزی آسان و بدون دردسر را می کشند و در مقابل هواداران فوتبال آذربایجان که خصوصیات ویژه ای داشته و در نوع حمایت از تیمهای خود در ایران بی نظیر می باشند تصمیم ندارند که به این راحتی ها پا پس کشیده و با خالی نمودن عرصه، از پیش قافیه ی دوئل حساس دو تیم را به حریف نامدار خود واگذار نمایند. اکنون نام پرآوازه ی آذربایجان در مقابل نام یک تیم شهیر در ایران قرار گرفته است و علیرغم آنکه "نام یک تیم فوتبال" با "نام یک منطقه ی کهن پرافتخار کشور" که تاریخی چندهزار ساله را با خود یدک می کشد نمی تواند برابری نماید و تفاوت این دو نام از زمین تا آسمان بوده و  مقایسه ی آنان از نوع قیاس مع الفارق می باشد ولی همین "نام" قطعاً در بازی حساس فرا روی دو تیم تعیین کننده ی اصلی خواهد بود. فولادگستر ضمن تکیه بر انرژی جوانی و اشتهای سیری ناپذیر بازیکنان جویای نام خود و دانش مربی نام آشنایی به نام فرهاد کاظمی چشم به نیروی بیکران هواداران فوتبال آذربایجان دوخته است تا آزادی را تبدیل به جهنمی واقعی برای پرسپولیس نموده و ضمن میهمان نمودن این تیم در آزادی، شکستی تحقیرآمیز را بر آن تحمیل نماید. تحلیل بازی رفت دو تیم نیز به روشنی گویای آن است که تجمیع انگیزه ی مردان فولادگستر و انرژی زایدالوصف هواداران فوتبال آذربایجان که عاشقانه سرزمین مادری خود را دوست می دارند قدرت پدیدار نمودن هرنوع اتفاقی را دارد.

 

 

 

بعد از بازی دور رفت، هواداران فوتبال آذربایجان با نوعی تخریب رسانه ای جهت دار مواجه گشته و رسانه های زرد با در بوق و کرنا نمودن حمله به علی دایی که بعداً مشخص گردید از طرف یکی از کوردزبانهای حاضر در ورزشگاه صورت گرفته است تلاش نمودند که آذربایجانیان را در مقابل مرد تمام ناشدنی فوتبال آذربایجان و قهرمانشان قرار دهند غافل از اینکه امروز آذربایجانیان فهیم و متمدن که با اندیشه و انگیزه ی ویژه ای فوتبال آذربایجان را دنبال نموده و با جان و دل از آن حمایت بعمل می آورند بخوبی به مقتضیات و ملزومات فوتبال حرفه ای آگاه بوده و یک مسابقه ی فینال با هر نتیجه ای که در آن حاصل شود نمی تواند بر پیوند مستحکم خود و قهرمانانشان گزندی وارد نماید. کریم باقری و علی دایی در هر تیمی که بازی نمایند قهرمان ملت آذربایجان بوده و خودشان نیز بارها و بارها عشق ناگسستنی خود به وطن مادری خود را بیان نموده و اعلام داشته اند که همواره این عظمت جامعه ی بزرگ و نیروی برآمده از خاک مقدس آذربایجان بوده که الهام بخش تمامی موفقیتهای آنان بوده و با تمام وجود به آن عشق می ورزند. بعد از کارناوال مضحک و تخقیرآمیزی که توسط شومن شارلاتان برنامه ی نود بعد از برگزاری به اصطلاح مسابقه ی "نظرسنجی پرطرفدارترین تیم فوتبال کشور" بر علیه آذربایجانیان براه انداخته شد و مجری نژادپرست این برنامه با بروی پرده آوردن یک نمایش مسخره شخصیت ملت آذربایجان را آماج حملات نژادپرستانه ی خود قرار داد که اعتراض تمامی آذربایجانیان و سایر تورکهای کشور را به دنبال داشت و حتی سبب بلند شدن فریاد اعتراض برخی نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای اسلامی به حمله ی این برنامه به شخصیت و هویت ملت متمدن آذربایجان نیز شد، در مصاحبه ای که این برنامه بعد از آن اتفاقات برای جانماز آب کشیدن و مبرا نمودن خود از اتهامات موجود با علی دایی ترتیب داده بود و به زبانی دیگر دست به دامن وی گشته بود تا با سوء استفاده از کم اطلاعی وی در مورد آذربایجان و الزام برای محتاط گریش خود را تبرئه نموده و به دست یک آذربایجانی آذربایجانیان را محکوم نموده و به اهداف مغرضانه اش جامه ی عمل بپوشاند، دایی، این بزرگمرد قهرمان آذربایجان با آنکه برای از دست ندادن دل هواداران تیم پیروزی رویکرد صحبت دو پهلو را در پیش گرفت ولی صراحتاً اعلام نمود که من از سرزمین کهن آذربایجان آمده ام، خود را متعلق به این مردم می دانم و تبریز را شهر دوم خودم دانسته و حتی یکی از هواداران پر و پا قرص تراکتورسازی نیز می باشم.

 

بازی فینال پیروزی و فولادگستر یادآور بازی لیورپول و میلان در جام قهرمانان اروپا در شهر استانبول تورکیه می باشد. در دقایق اولیه ی بازی میلان با گل زودهنگام کاپیتان متعصب و تمام ناشدنی خود "پائولو مالدینی" از لیورپول سختکوش که گربه ی سیاه خیلی از تیمهای مطرح فوتبال اروپا و جهان بوده و سبک خاصی از فوتبال را به نمایش می گذارد پیش افتاد. این گل تنها گل میلان نبود و این تیم دوباره و سه باره نیز به گل رسید در پایان نیمه اول در حالی که هواداران لیورپول در ورزشگاه مغموم و افسرده نشسته بودند و با تمام وجود خود را یک شکست خورده ی کامل احساس می نمودند و هواداران میلان از شادی سر از پا نمی شناختند و در ورزشگاه پرچمهای قهرمانی را به اهتزاز آورده و سرود قهرمانی پیش از موعد را زمزمه می نمودند و در سطح جهان نیز همگان خود را آماده ی قهرمانی میلان نموده بودند، با شروع نیمه ی دوم لیورپول بازی ای طوفانی از خود به نمایش گذاشت که تا مدتها از در ذهن هواداران فوتبال مانده و به عنوان یک اتفاق ویژه در تاریخ نیز به ثبت خواهد رسید. در آغاز نیمه ی دوم "رافا بنیتز" مربی لیورپول با به بازی آوردن "دیتمار هامان" آلمانی و بکارگیری وی در پست هافبک دفاعی سد محکمی در مقابل حملات میلان ایجاد نمود و دیگر میلان نمی توانست به راحتی آب خوردن از کمربند میانی و دفاعی لیورپول عبور نماید. فقط دقایقی از آغاز نیمه ی دوم سپری گشته بود که ارسال از راست یکی از بازیکنان لیورپول با ضربه سر کاپیتان "جرارد" این تیم را به گل اول رساند. بعد از به ثمر رسیدن گل، جرارد به طرف هواداران تیم خود رافته و با به اهتزار درآوردن دستهای خود برای تهییج و تحریک هواداران این تیم، جو ورزشگاه را بطور کامل لیورپولی نمود. بخاطر می آورم که جواد خیابانی که گزارشگر این بازی بود بعد از گل جرارد با احساس و حرارت خاصی بیان نمود که جرارد با تهییج هواداران لیورپول به آنان القا می نماید که ورزشگاه را به آتش بکشید و چنین شد که انفجار هواداران این تیم چنان ورزشگاه را به لرزه درآورد که آدم با مشاهده ی اینهمه شور و حال تعجب می نمود که آیا آنان واقعاً همان هواداران چند دقیقه پیش می باشند؟ متعاقب گل تاریخی جرارد که خون را بطور کامل در رگهای لیورپول مرده به جریان انداخته و قلبش را از نو احیا نمود گل دوم و سوم این تیم نیز به ثمر رسیده و با به تساوی کشیده شدن بازی شرایط بطور کامل به نفع این تیم برگشت و در ضربات پنالتی در حالیکه بازیکنان میلان کاملاً همه چیز را از دست رفته می دیدند و حتی نای ضربه زدن به توپ را نداشتند نه فقط فینال تاریخی را به لیورپول باختند بلکه این تیم و هوادارانش کاملاً تحقیر نیز گشتند.

 

اینک ماییم و پرسپولیس. ما نمی خواهیم که تا آخرین لحظه پا پس بکشیم اینجا جنگ اراده و تعصب آذربایجانیان و پرسپولیس سوگلی و  دردانه شده ی فوتبال کشور می باشد. در این بازی مردان فولادگستر بخوبی می دانند که باید با نهایت توان جنگید ترس دیگر مفهومی ندارد در تبریز پرسپولیس در مقابل تشویقهای بی امان هواداران آذربایجانی هیچ حرفی برای گفتن نداشت و با مد نظر قرار دادن اینکه تیمهای آذربایجانی تنها تیمهای فوتبال کشور می باشند که تبریز و تهران برای آنان تفاوتی نمی کند و هم در زادگاه مادری خود و هم در تهران تورک نشین که دومین شهر تورک نشین جهان بعد از استانبول تورکیه می باشد نیز، در فصل کنونی تیمهای پرطرفدار پایتخت را میهمان خود نموده اند در پیش رو داشتن یک بازی سهل و آسان هرگز نباید به مخیله ی پرسپولیس خطور نماید زیرا از همین الآن از تمامی شهرهای آذربایجان، تهران و شهرهای اطرافش و سایر مناطق تورک نشین ایران خبر می رسد که هواداران خود را برای تسخیر آزادی آماده می نمایند و بمانند بازی تیراختور با پرسپولیس و استقلال می خواهند که روز تاریخی دیگری را رقم بزنند. اکنون طوفان آبی آذربایجان به نزدیکی های تهران رسیده است و بدون شک روز دوشنبه تنها و تنها سیل هواداران گسیل گشته ی فوتبال آذربایجان به آزادی تعیین کننده سرنوشت کارزار حساس دو تیم خواهد بود.

 

ما دست در دست هم در دوشنبه تاریخی سوم خردادماه هشتاد و نه باری دیگر با تشکیل زنجیره ی انسانی پرسپولیس را به تصرف خود درآورده و نتیجه ی بازی فینال را با ذره ذره ی وجودی خود خواهیم ساخت. پس از طی شدن نزدیک به یک دهه رکود و رخوت کامل برای فوتبال آذربایجان، در دو فصل اخیر هواداران برای موفقیت تیمهای این سرزمین از جان مایه گذاشته اند و بدست آمدن اولین قهرمانی فوتبال آذربایجان در تاریخ جام حذفی کشور تمامی خستگیها را از تن هواداران فوتبال این سرزمین کهن زدوده و با جهانی شدن فوتبال آذربایجان دروازه های بین المللی یکی پس از دیگری به روی آذربایجانیان گشوده خواهد گشت. برپایی جشن قهرمانی فولادگستر در آزادی می تواند نوع ویژه ای از شادی فرزندان آذربایجان را به نمایش گذارده و صحنه های زیبا و جذابی را خلق نماید. به ثبت رسیدن اولین قهرمانی به نام فولادگستر سبب نگاشته شدن برگ زرین دیگری برای نام پرتلألوی آذربایجان گشته و این پیروزی مقدمه ای برای پیروزیهای مهمتر آینده برای ملت آذربایجان خواهد بود. این روز یکبار دیگر تجلی گر اتحاد گسست ناپذیر آذربایجانیان نیز خواهد بود. میعادگاهمان دوشنبه، سوم خردادماه، ورزشگاه آزادی تهران.

اختصاصی TiraxtorFans.Com

 
www.GunAz.Tv | 22-می-2010, 11:49
افزودن نظر جدید » به دوستت بفرست » پرينت » لینک »